روشنفکری

مباحث فلسفه تحلیلی در تلگرام

http://telegram.me/philosophyofscience

مباحث روشنفکران ایرانی

http://telegram.me/roshanfekriirani

بلاگ "روشنفکری" جهت آشنایی علاقمندان به بحث های حوزه اندیشه و معرفت راه اندازی شده است و رسالت خود را بسط و توسعه این مباحث در فضای مجازی از طریق انتشار متن و فایل های صوتی می داند.امید است که در این راه بتواند به علاقمندان به این حوزه به صورت هرچند ناچیز کمک نماید و امید است تبادل فکری و نظری سازنده ای را میان سردبیران این بلاگ و مخاطبان آن برقرار کند.

ما شاگردان سقراط هستیم!

جمعه, ۱۴ اسفند ۱۳۹۴، ۰۸:۵۷ ب.ظ

مصاحبه روزنامه اعتماد در تاریخ 6 آذر ماه 1391 با 4 نفر از اساتید فلسفه تحلیلی  که در ادامه از نظر شما می گذرد:


دکتر ضیاء موحد: ما باید فضای مباحث فلسفی ایجاد کنیم و صرفا به دنبال این نباشیم که چه کسی چه چیزی گفت. همه این اشکالات به این دلیل است که فلسفه را به عنوان یک امر دائمی و یک گفت وگویی که از ازل تا ابد ادامه داشته باشد، در نظر نگرفته ایم. به هر حال ما شاگردان سقراطیم
دکتر شیخ رضایی: نگاهی به بازار آثار دانشگاهی در کشورهای پیشرفته نشان می دهد که تنوع زیادی در سطوح مختلف در یک موضوع واحد وجود دارد. در ایران اما مجموع کتاب های موجود در زمینه فلسفه تحلیلی و فلسفه علم و فلسفه ذهن به ۲۰ جلد نمی رسد و ما هنوز به آن حد تنوع نرسیده ایم
دکتر محسن زمانی : زیاد می شنویم که می گویند نظر فلسفه تحلیلی درباره یک موضوع مثل علم این است. دلیل این شکل اظهارنظر آن است که معمولادر ایران مباحث متنوع طرح نشده است و افراد فکر می کنند که کل دیدگاه های فلسفه تحلیلی را می توان با یک یا دو نظر ارائه کرد. در حالی که این سوء تفاهمی اساسی است
دکتر کرباسی زاده: ما یک سنت قدیمی فلسفه ذهن تحت عنوان فلسفه نفس داشته ایم. اما به یک باره این سنت فراموش می شود و فلسفه اسلامی با مسائل فلسفه نفس که در بسیاری موارد مشترک با مباحث فلسفه ذهن امروز است، قطع رابطه می کند.

——

مشهور است که ایرانیان فلسفه دوستند و دست کم نام آخرین و جدیدترین فیلسوفان و اندیشمندان غربی در گفت وگوهای جوانان کتابخوان و اهل مطالعه شنیده می شود و اهالی فرهنگ با آخرین تحولات فلسفه در آن سوی آّب ها آشنا هستند. شاید این سوء شهرت درباره فلسفه قاره یی (Continental) تا حدودی بهره از واقعیت داشته باشد، اما تا جایی که به دیگر گرایش مهم فلسفی در سده بیستم یعنی فلسفه تحلیلی (Analytic Philosophy) مربوط می شود، کمیت زبان فارسی از حیث شمار آثار و زبان معیار بد جور می لنگد و به دشواری بتوان گفت که مفاهیم اساسی این شیوه فلسفه ورزی که در کشورهای انگلیسی زبان و امریکا بیشترین طرفدار را دارد، در میان فارسی زبانان جا افتاده است. حال آنکه آشنایی با فلسفه تحلیلی و زیرشاخه های متعدد و مهم آن مثل فلسفه زبان، معرفت شناسی، فلسفه اخلاق، فلسفه دین، فلسفه علم، فلسفه منطق، فلسفه ذهن و… گذشته از آنکه به دقت مفهومی و وضوح در استدلال ورزی به مثابه اموری حیاتی برای ایرانیان شعردوست یاری می رساند، می تواند مبنای معرفتی محکمی برای سایر شاخه های علمی فراهم آورد. در سال های اخیر به لطف مراکزی چون موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران، پژوهشکده فلسفه تحلیلی نیاوران و گروه فلسفه علم دانشگاه صنعتی شریف که به همت برخی اساتید قدیمی چون دکتر ضیاء موحد، دکتر حمید وحیددستجردی، دکتر سروش، دکتر مهدی گلشنی، دکتر اعوانی، دکتر شاپور اعتماد و… راه اندازی شد از سویی و بازگشت دانش آموختگان فلسفه تحلیلی مثل دکتر مهدی نسرین، دکتر حسین شیخ رضایی، دکتر کرباسی زاده، دکتر موسویان و… از خارج از کشور از سوی دیگر، فلسفه تحلیلی در ایران رونقی دوباره یافته است و آثار بزرگان فلسفه تحلیلی توسط چهره هایی چون دکتر مالک حسینی و دکتر سروش دباغ ترجمه و منتشر شده است، ضمن آنکه بسیاری از علاقه مندان فلسفه تحلیلی با شرکت در کلاس های اساتیدی چون زنده یاد دکتر یوسف علی آبادی، مصطفی ملکیان و دکتر سهراب علوی تبار یا بهره گیری از آثار نویسندگانی چون دکتر علی پایا و منصور شمس با شاخه های گوناگون فلسفه تحلیلی آشنا شده اند و می توان امیدوار بود که نسل جدید علاقه مندان به فلسفه می توانند با بهره گرفتن از این امکانات ولو اندک با ابعاد مختلف فلسفه تحلیلی آشنا شوند. به تازگی در حوزه فلسفه تحلیلی مجموعه آثاری تحت عنوان «آشنایی با فلسفه تحلیلی» زیرنظر دکتر ضیاء موحد، مدیر گروه منطق موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران منتشر شده اند که در هر جلد یکی از شاخه های فلسفه تحلیلی توسط متخصصان آن شاخه در ایران، برای استفاده دانشجویان معرفی می شود. تاکنون سه مجلد از این مجموعه تحت عنوان «فلسفه علم» (دکتر حسین شیخ رضایی و دکتر امیر کرباسی زاده)، «فلسفه ذهن» (دکتر حسین شیخ رضایی و دکتر امیر کرباسی زاده) و «معرفت شناسی» (دکتر محسن زمانی) به همت انتشارات هرمس منتشر شده است و قرار است سایر شاخه های فلسفه تحلیلی نیز در ادامه به همین صورت تالیف و نشر یابند. وجه تالیفی این آثار، ضمن دقت آنها در بررسی موضوع و ویژگی بارز آموزشی شان برای دانشجویان فلسفه حائز اهمیت است، گو اینکه نویسندگان این آثار اساتید جوانی هستند که با آخرین تحقیقات این حوزه آشنایند و چندین سال به تدریس آن در موسسات و دانشگاه های کشور پرداخته اند. انتشار این مجموعه را بهانه یی خوش یمن یافتیم برای طرح بحث از وضعیت فلسفه تحلیلی در ایران و باید ها و ضرورت هایی که در نگارش آثار به زبان فارسی در این حوزه باید رعایت شود. بر این اساس میزگردی تشکیل دادیم با حضور دکتر ضیاء موحد، ویراستار ارشد این مجموعه و نویسندگان، دکتر حسین شیخ رضایی (فارغ التحصیل دانشگاه دورهام انگلیس) و دکتر امیراحسان کرباسی زاده (فارغ التحصیل دانشگاه بریستول انگلیس) هر دو از اساتید موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران و دکتر محسن زمانی دانش (فارغ التحصیل پژوشکده فلسفه تحلیلی) استاد فلسفه دانشگاه علوم و تحقیقات ایران. امیرحسین خداپرست، دانشجوی دوره دکترای فلسفه در موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه تحلیلی ایران و ایمان آقابابایی دانش آموخته کارشناسی ارشد فلسفه علم در این گفت وگو اعتماد را همراهی کردند.
تالیف آثار فلسفی در ایران بسیار محدود است. این امر به ویژه در حوزه فلسفه تحلیلی در ایران بسیار مشهود است و استقبال از این شاخه مهم فلسفی بسیار محدود بوده است. فلسفه تحلیلی به دلیل نظم ریاضی وارش نیازمند تدریس منظم، دقیق و گام به گام است و نگارش کتاب هایی جهت آموزش شاخه های متنوع فلسفه تحلیلی از این حیث نیز شایان توجه است. تاکنون در زبان فارسی شاهد انتشار کتاب هایی پراکنده و متنوع به صورت ترجمه و تالیف در زمینه فلسفه تحلیلی بوده ایم، اما این نخستین بار است که متونی تالیفی توسط متخصصان این رشته در این زمینه منتشر می شود. پرسش نخست من این است که کدام ضرورت ها و انگیزه ها نویسندگان را به نگارش آثاری مقدماتی در زمینه فلسفه تحلیلی سوق داده است؟

دکتر موحد: من به عنوان سردبیر بی تقصیر نیستم! اما نقش سردبیر در چنین مجموعه هایی عمدتا صوری است، زیرا مطالب متنوعی منتشر می شود و افراد مختلفی در نگارش این کتاب ها دخیل هستند و سردبیر به همه این حوزه ها مسلط نیست. البته در بعضی موارد که صلاحیت داشته باشد، می تواند اظهارنظر کند و کتاب ها را کم و زیاد کند. درباره این سه کتاب منتشر شده، من با دو نفر از نویسندگان یعنی دکتر شیخ رضایی و دکتر کرباسی زاده از نزدیک آشنا بودم. این دو صلاحیت شان را در زمینه کار خودشان کاملانشان داده اند. افتخار آشنایی با دکتر زمانی را هم بعدا پیدا کردم، اما می دانم که ایشان از ای پی ام دکتر ایشان را اخذ کرده اند و این موسسه هم یکی از بهترین مراکز آموزش فلسفه تحلیلی در ایران است. بنابراین با اطمینان کامل از دوستان، کار را به ایشان واگذاشتم. درباره سایر مجلدات هم انتخاب های دقیقی صورت خواهد گرفت. نگارش مجلد «فلسفه زبان» به عهده دکتر مهدی نسرین و دکتر همتی مقدم است که آنها را هم می شناسم. اگر «تاریخ علم» را دکتر معصومی همدانی بنویسند، که دیگر بی نیاز از معرفی من هستند. «منطق» را هم دکتر انواری می نویسند که بر کار ایشان نظارت خواهم کرد. مهم این است که این کار برای نخستین بار در ایران انجام می شود و بسیاری از مسائلی که در این سه جلد مطرح شده است، اگر خواننده فارسی بخواهد از مآخذ دست اول استنباط کند و انگلیسی اش هم خیلی خوب باشد، کار ساده یی نیست. من به نویسندگان این مجموعه تبریک می گویم که در بیان مطالب به اندازه یی روشن مطالب را بیان کرده اند که خوانندگان را کمابیش بی نیاز از رجوع به مآخذ اصلی می کند. این کتاب ها به نسبت سایر کارهایی که در زمینه فلسفه تحلیلی در ایران شده است، برجسته هستند و البته استقبال هم خوب بوده است. اگر ایرادی هم در کار باشد، با توجه به بازخوردی که مخاطبان ارائه خواهند داد، تصحیح خواهد شد.

دکتر شیخ رضایی: کتاب های فلسفی دانشگاهی در ایران معمولاحاصل تدریس اند. تا زمانی که تدریس فلسفی در دانشگاه ها در شاخه یی خاص صورت نگیرد، نگارش کتاب های فلسفی دانشگاهی در آن حوزه هم صورت نمی گیرد. عده یی هستند که مترجمان حرفه یی و شناخته شده هستند که سراغ برخی کتاب ها می روند و به خوبی ترجمه می کنند و کتاب هایشان هم به خوبی منتشر می شود و فروش می رود. بحث ما درباره ایشان نیست، اما کسانی که مترجم حرفه یی نیستند، وقتی سراغ ترجمه یا تالیف کتابی می روند، به این دلیل است که حس می کنند در زمینه یی که تدریس می کنند، منبعی وجود ندارد و به همین دلیل به نگارش یا ترجمه کتاب روی می آورند. درباره سه کتاب حاضر نیز همین روند صادق است. هر یک از ما حدود چهار یا پنج سال در زمینه فلسفه تحلیلی به تدریس پرداخته ایم و این آثار حاصل انباشته شدن این تجربه است، زیرا دیدیم که منبع فارسی در این زمینه وجود ندارد.

    البته آثار مقدماتی در این زمینه پیش از این وجود داشته است.

دکتر شیخ رضایی: نگاهی به بازار آثار دانشگاهی در کشورهای پیشرفته نشان می دهد که تنوع زیادی در سطوح مختلف در یک موضوع واحد وجود دارد. مثلادر زمینه تاریخ هنر آثار بسیار متنوعی از سطح مقدماتی تا سطوح پیشرفته وجود دارد. دلیل این امر هم وجود سلایق متنوع و امکان پرداختن به مطالب در سطوح متنوع است. در ایران اما مجموع کتاب های موجود در زمینه فلسفه تحلیلی و فلسفه علم و فلسفه ذهن به ۲۰ جلد نمی رسد و ما هنوز به آن حد تنوع نرسیده ایم. اما اگر وضعیت چنان هم بود، این امر در آن کشورها نیز رایج است.

دکتر کرباسی زاده: تنوع آثار فلسفی در زبان انگلیسی بسیار است. مثلادر دپارتمانی که من در آن درس خواندم، سه نفر، سه کتاب مقدماتی درباره فلسفه علم نگاشته بودند که هر سه مورد استفاده قرار می گرفت. اما یکی از دلایل ما در نگارش این آثار این بود که اولابه آثار مقدماتی محدود موجود در زبان فارسی، کتاب های جدیدی بیفزاییم، ضمن اینکه در زبان فارسی کتاب تالیفی در زمینه فلسفه ذهن و فلسفه علم وجود نداشت. شاید یک یا دو کتاب بود که توزیع خوبی نداشتند. بنابراین این آثار که نطفه شان درسنامه های ما بود، نوشته شد. تبدیل درسنامه به کتاب فرآیندی طولانی است، به ویژه وقتی نویسندگان دو نفر باشند که یک دست کردن آثار خود زمان زیادی می برد. ما در درسنامه فلسفه علم و فلسفه ذهن کوشیدیم به آثاری که در زبان انگلیسی منتشر می شود، نزدیک باشیم و از بعضی حوزه هایی سخن گفتیم که در کتاب های مقدماتی فلسفه علم بحث نشده است. بنابراین هدف ما نگارش کتاب هایی خودآموز هم برای دانشجویان فلسفه و هم علاقه مندان بوده است.

    وقتی می توان ترجمه کرد، چرا به سمت تالیف برویم؟

دکتر زمانی: وقتی از تالیف یا ترجمه در حوزه فلسفه سخن می گوییم، باید میان کتاب های درسی که هدف آموزشی دارند و کتاب های غیردرسی که یک پروژه یا ایده فلسفی را پی می گیرند، تفکیک قائل شد. این حرف بی ربطی نیست که در فلسفه مثل هر علم دیگری، آثار غیردرسی مخاطب خاص دارند و کسانی که به خبرگی در فلسفه رسیده اند، می توانند این آثار را به زبان اصلی بخوانند. ولی بحث مهمی که در هر رشته یی از جمله فلسفه ضروری است، کتاب هایی است که برای آشنایی با آن رشته نوشته می شود. با توجه به پیچیدگی مباحث فلسفی، صرف آشنایی با زبان انگلیسی برای خواندن متون فلسفی به زبان انگلیسی کفایت نمی کند. ضمن اینکه آغاز آشنایی با مباحث فلسفی خیلی بهتر است که به زبان فارسی صورت بگیرد. بر این اساس است که چگونگی متن فارسی کتاب های مقدماتی اهمیت می یابد، زیرا این متن ها می توانند علاقه مندی ایجاد کنند یا از بین ببرند. البته این خطر هم وجود دارد که بدفهمی ایجاد کنند. لذا چگونه نوشته شدن کتاب هایی که برای آشنایی مخاطب با مباحث فلسفی نوشته می شوند، بسیار اهمیت دارد. در اینجا است که تالیف می تواند بهتر از ترجمه باشد، زیرا متن ترجمه هر اندازه هم که دقیق و روان صورت گرفته باشد، باز هم بوی ترجمه می دهد، و به هر حال فهم را مشکل می کند. ضمن اینکه هر محیطی ویژگی های خاص خودش را دارد. من در طول تدریس متوجه شدم که برخی مسائل در اینجا بیشتر مورد توجه است و برخی مسائل دیگر نیز بیشتر مورد بدفهمی قرار می گیرد. لذا اگر لزومی در زمینه نگارش آثار فلسفی به زبان فارسی وجود داشته باشد، قطعا بیشتر در زمینه آثار مقدماتی است.

    نگارش و انتشار آثار متنوع درباره یک موضوع البته حق هر نویسنده و ناشری است، اما همواره می توان این پرسش را مطرح کرد که این آثار چه ویژگی و وجه مشخصه یی نسبت به سایر آثار مشابه دارند تا مخاطب به آنها رجوع کند؟ شما به اهمیت تالیفی بودن این آثار اشاره کردید. دیگر وجوه مشخصه این آثار چیست؟

دکتر شیخ رضایی: من به طور خاص در زمینه فلسفه علم به این سوال پاسخ می دهم. در ایران وقتی در زمینه فلسفه علم با افراد متعدد علاقه مندی که زمینه مطالعات شان شاخه یی غیر از خود فلسفه علم است، صحبت می کنید، در می یابید که میزان آشنایی آنان با فلسفه علم محدود به سخنانی است که دکتر سروش درباره فلسفه علم بیان کرده است. با اینکه درس های ایشان سال ها پیش در دانشگاه ارائه شده، اما دانش عمومی علاقه مندان فلسفه علم، حتی با کتاب های ترجمه شده جدید هم جلو نیامده است و فهم عمومی از فلسفه علم محدود به مسائلی مشخص و محدود مانند ابطال پذیری، تمایز علم و دین، روش شناسی علم و… است. لذا سطح دانش عمومی ما از فلسفه علم بسیار پایین است. کتاب های تالیفی دیگر در زمینه فلسفه علم عموما متمرکز بر روش شناسی فلسفه علم بوده اند، یعنی همان سنت را ادامه داده اند. اما کتاب مورد بحث ما مشخصا محدود به روش شناسی علم نیست و اگرچه در مباحث مقدماتی به آن می پردازد، اما به سایر مباحث فلسفه علم نیز پرداخته است.

دکتر کرباسی زاده: ضمن اینکه مباحث روش شناسی در آن آثار گزینشی است.

دکتر شیخ رضایی: دقیقا. در حالی که در این کتاب ضمن پرداختن به مباحث جدیدتر روش شناسی مثل بیزگرایی، مسائل هستی شناختی علم مثل واقع گرایی هم بیان می شود یا مباحث اجتماعی علم نیز گفته شده است. مباحثی مثل تبیین هم در این کتاب هست که نسبت به سایر آثار آموزشی نو است. بنابراین مزیت نسبی این کتاب اولاپیش بردن مباحث روش شناسی و گسترش آن است و ثانیا مباحث دیگر فلسفه علم را هم مطرح می کند.

ایمان آقابابایی: یعنی شما می گویید در کتاب تان مطالبی هست که در آثار کسانی چون لیدی من، اوکاشا و گیلیس وجود ندارد؟

دکتر شیخ رضایی: باید میان این آثار تمایز قائل شد. مثلاهدف کتاب گیلیس یعنی «فلسفه علم در قرن بیستم» آشنایی با فلسفه علم نیست، بلکه چهار موضوع اصلی را می پروراند. بنابراین مباحثی در آن هست که در اینجا نیست، مثلادر آن کتاب درباره دوئم و پوانکاره مفصل بحث شده است. اما کتابی که با این اثر قابل مقایسه باشد، اثر اوکاشا با عنوان «فلسفه علم» در مجموعه «درآمدی بسیار مختصر» است که با ترجمه خوب آقای پناهنده منتشر شده است. در کتاب ما مباحثی هست که در آن کتاب نیست، ضمن آنکه عکس آن هم صادق است. مثلادر کتاب اوکاشا بخش علم و دین یا بحث داروین دارد، ولی این اثر ندارد. اما پوشش موضوعی کتاب ما گسترده تر است، ضمن آنکه اثری که ما نوشتیم برای دانشجوی فلسفه نگاشته شده، اما آن اثر برای مخاطب عام نوشته شده است. کتاب دیگر یعنی «چیستی علم» اثر چالمرز عمدتا بر مباحث روش شناسی تاکید دارد.

دکتر کرباسی زاده: ضمن اینکه ترجمه فارسی از روی چاپ اول اثر چالمرز صورت گرفته و چاپ های بعدی که چالمرز مباحث جدید را وارد کرده، ترجمه نشده است.

امیرحسین خداپرست: شاید ما در زمینه فلسفه ذهن بیشتر محتاج نگارش آثاری از این دست بودیم، اما در زمینه معرفت شناسی ما حتی به صورت تالیفی هم آثاری مثل کتاب آقای منصور شمس را داریم.

دکتر زمانی: در رشته های دیگر معمولاکتاب های مقدماتی که نوشته می شود، مورد اتفاق همه است و اختلافات در سطوح بالاتر پیدا می شود، اما در فلسفه این گونه نیست. یکی از کارهایی هم که باید در ایران صورت بگیرد، همین امر است. زیاد می شنویم که می گویند، نظر فلسفه تحلیلی درباره یک موضوع مثل علم این است. دلیل این شکل اظهارنظر آن است که معمولادر ایران مباحث متنوع طرح نشده است و افراد فکر می کنند که کل دیدگاه های فلسفه تحلیلی را می توان با یک یا دو نظر ارائه کرد. در حالی که این سوء تفاهمی اساسی است. در مباحث فلسفی، تقریبا می توان گفت که قول بدون قائل وجود ندارد و هر نظری را که ارائه کنیم، نظر مخالف آن نیز وجود دارد. اما در ایران معمولارویکردی که معرفی شده، حرف آخر تلقی شده است، در حالی که حتی در کتاب های مقدماتی نیز باید تنوع دیدگاه ها معرفی شود. حسن کتاب های آشنایی و مقدماتی آن است که رویکردهای کمتر معرفی شده را شرح دهد. مثلادر کتاب های معرفت شناسی فارسی معمولابه تحلیل معرفت و سپس مبناگرایی انسجام گرایی می پردازند، در حالی که من در کتاب «معرفت شناسی» مباحثی را طرح کرده ام که در ایران، حداقل به طور قابل توجهی، مطرح نبوده اند، مثل بحث برون گرایی و درون گرایی. گو اینکه مباحثی پیشتر مطرح شده را نیز با تفصیلی بیشتر آورده ام.

ایمان آقابابایی: یک سوالی که از دکتر شیخ رضایی دارم، این است که اگر شما بخواهید به تدریس فلسفه ذهن بپردازید، متن نوشته خودتان را توصیه می کنید یا کتاب فلسفه ذهن: یک راهنمای مقدماتی اثر کرافت را که خودتان ترجمه کرده اید؟

دکتر شیخ رضایی: من در نیم سال گذشته درس کارشناسی فلسفه علم داشتم و شماری از آثار موجود را در جلسه اول معرفی کردم. مفروض من این بود که دانشجو این کتاب ها را می خواند، ضمن آنکه متن درسی را عامدا متنی انگلیسی قرار می دهم تا دانشجویان بکوشند از متون اصلی هم بهره بگیرند و در جاهایی هم که به مشکل برخوردند، از متون فارسی استفاده کنند. بنابراین شخصا هیچ کتاب فارسی ای را به عنوان متن اصلی درس معرفی نمی کنم، زیرا هر کتاب فارسی ای را معرفی کنید، دانشجویان حتی آن را هم نمی خوانند و به جزوه بسنده می کنند، اما اگر متن انگلیسی معرفی کنید دست کم کتاب های فارسی را می خوانند. این نکته به روان شناسی دانشجو برمی گردد!

ایمان آقابابایی: پرسش من در اصل ناظر به این بود که یکی از مزیت های این کتاب، آن بود که خواننده با مثال ها بهتر ارتباط برقرار می کند، به ویژه در مباحثی چون تبیین و قوانین. اما مشکل این آثار حجم آنها است. مثلاکتاب کرافت شامل است و هر فصلی فراز و فرود مناسبی دارد و پارامترهایی را که در ابتدای کتاب مطرح کرده است، پیگیری و بررسی می کند. اما به نظر برخی فصول کتاب های «فلسفه ذهن» (فصل آگاهی) و «فلسفه علم» کامل نیست.

امیرحسین خداپرست: حتی می توان پرسید که آیا برای هر مجموعه تعداد کلمات مشخصی تعیین شده است یا خیر؟

دکتر کرباسی زاده: صحبت اولیه این بود که هر کتاب حدود پنجاه یا شصت هزار کلمه باشد. یکی از مشکلات هم این است که تناسب فصول رعایت نشده اند، برخی فصول کوتاه و برخی بلندتر شده اند، این مشکلی بود که در فصل «آگاهی» که شما گفتید، مشهود است. البته طرح اولیه در سه سال پیش با آقای ساغروانی (نشر هرمس) این بود که کل این آثار در یک مجلد چاپ شوند، یعنی کتابی مفصل تحت عنوان «آشنایی با فلسفه تحلیلی» که در فصول آن مباحث متنوع فلسفه تحلیلی مثل فلسفه علم و اخلاق و فلسفه ذهن و… ارائه شوند. اما بعد از آن به توصیه دکتر شاپور اعتماد قرار شد که هر کدام از این فصول کتابی مستقل شوند و با هم در یک مجموعه منتشر شوند.

خداپرست: البته این استاندارد درباره کتاب «معرفت شناسی» رعایت نشده و این اثر حدود ۳۰ یا ۴۰ صفحه کمتر از دو کتاب دیگر است.

    وقتی آثاری تحت عنوان مجموعه منتشر می شوند، برخی استانداردها مثل سطح آشنایی، نثر، زبان کتاب ها و حجم رعایت می شوند. در حالی که در این آثار گویی این معیارها رعایت نشده اند، مثلاکتاب های فلسفه ذهن و فلسفه علم بیشتر جنبه درسنامه یی دارند، اما کتاب معرفت شناسی سطح آشنایی دشوارتری دارد و چنان که مولف (دکتر زمانی) در مقدمه گفته اند، برخی ویژگی ها مثل عمیق بودن به جای وسعت، جانبداری از برخی نظریات و مساله محور بودن به جای فیلسوف محور بودن را ترجیح داده اند. آیا نباید یکسری ضوابط رعایت می شد؟

دکتر شیخ رضایی: درباره حجم البته کتاب فلسفه علم کمی حجمش بیشتر شده است، زیرا مباحث گسترده تر بود.

دکتر موحد: این دست مجموعه ها که در خارج هم منتشر می شوند، معمولایک دست نیستند. مثلااگر مجموعه «بنیان های فلسفه» را که از نخستین مجموعه ها در این زمینه است در نظر بگیرید، می بینید که «فلسفه منطق» کواین، زمین تا آسمان با دیگر آثار فرق می کند. کواین در این کتاب تنها نظریات خودش را گفته و کاری به دیگران ندارد و خیلی هم فنی است، در حالی که بقیه آثار، در این سطح نیست. بنابراین گردآوری یک مجموعه یکدست دشوار است. اما به فشردگی و کوچک بودن این کتاب ها و ارجاعات فراوان در آنها به سایر آثار می توان اشاره کرد و گفت که خواننده درمی یابد که مطالب فراوانی هست که گفته نشده است. مثلادرباره فلسفه ذهن یکی از مطالبی که اشاره نشده است، بحث دیویدسون است که بسیار مطرح است، اما چاره یی هم نیست، آن بحث بسیار گسترده و مفصل است و نمی توان در یک کتاب مقدماتی به طور کامل به آن پرداخت. یا بخش مربوط به بحث پدیدارشناسی باید دقیق تر شود. هوسرل اصلااز معنا به مصداق نمی رود و مدلول برایش همان نوئما است، در صورتی که مدلول در این کتاب به معنای مصداق به کار می رود.

دکتر شیخ رضایی: یک دلیل تفاوت آثار، غیر از تفاوت فردی افراد، به موضوع هم ارتباط دارد. مثلاکتاب های معرفت شناسی به دلیل ماهیت معرفت شناسی با کتاب های فلسفه علم تفاوت دارند. علم پدیده یی اجتماعی است که هر کس که دوره دبیرستان را گذرانده باشد، با بخشی از مطالب آن آشنا است، ضمن اینکه علم زمینه های اجتماعی متنوعی دارد. اما معرفت شناسی حتی در استانداردهای خارجی هم متفاوت است و استاندارد کتاب های معرفت شناسی چنین است که در آنها پس از طرح تعریفی، مثال های نقضی ارائه می شود و سناریوهای عجیب و غریبی پیش کشیده می شود. اما در علم این گونه نیست.

دکتر زمانی: قصد ما در این کتاب ها این بوده است که این کتاب ها درسی دو واحدی را پوشش دهند.

دکتر کرباسی زاده: از تفاوت رویکردی میان فلسفه علم و فلسفه ذهن و معرفت شناسی نباید غافل شد. آقای زمانی در مقدمه کتاب معرفت شناسی اشاره کرده که توانسته یک مطلب را به نحو مفصل بپروراند. اما در فلسفه علم این کار ممکن نیست. به همین دلیل کوشیدیم طیف مسائل مهم در فلسفه علم و فلسفه ذهن بیان شوند.

دکتر موحد: من یک سوال هم از آقای دکتر زمانی دارم. شما به ویلیامسون ارجاع داده اید، اما به نظر کاملامخالفش اشاره نکرده اید.

دکتر زمانی: درست است. ویلیامسن معرفت را حالت ذهنی مستقلی می داند که قابل تحلیل نیست. اگر به آن می پرداختم بحث از مباحث جریان مسلط و رایج خارج می شد در حالی که قصد من بیان مباحث اصلی بود.

ایمان آقابابایی: وقتی قرار است که اولادرسنامه تهیه شود و ثانیا زبانی مرجع برای فلسفه تحلیلی ایجاد شود، آیا بهتر نیست کتاب هایی مشابه مدخل ها برای این رشته ها نگاشته شود؟

دکتر زمانی: این خود پروژه دیگری است. قصد ما اول تهیه درسنامه بوده است.

دکتر کرباسی زاده: تا زمانی که زبان جا نیفتد و ادبیاتی در حوزه یی شکل نگیرد، تدوین مدخل درباره یک موضوع درست نیست. مثلاوقتی ما درباره موضوعی چون Abduction هیچ چیزی در فارسی نداریم، طبعا نمی توان در فارسی مدخلی درباره آن نوشت. پس قدم نخست این است که آثاری مقدماتی نوشته شود تا به تدریج مطالب متنوع شود. قدم دوم نگارش مدخل است. شاید کار بهتر نگارش یک مدخل موجز و مختصر مثل کتاب «واژه نامه توصیفی منطق» دکتر موحد باشد.

دکتر زمانی: درست این است که ابتدا در کتاب های مقدماتی فرد را با امهات مطالب آشنا کنیم و با اصطلاحات اصلی آشنایش سازیم و سپس به نگارش سایر کتاب ها دست بزنیم. ضمن اینکه این سخنی که دکتر موحد در مقدمه از ویتگنشتاین آورده است: «حل یک مساله فلسفی حل همه مسائل فلسفی است» نیز درست است. یعنی می توان در پروسه دست و پنجه نرم کردن فلسفی با یک مساله، فلسفیدن را آموزاند. اینکه کدام رویکرد انتخاب شود، سلیقه یی است. البته من به این ضعف کتاب آگاهم. برخی مطالبی که باید در کتابی مقدماتی بیاید، در این کتاب نیامده است.

دکتر شیخ رضایی: نوشتن مدخل با وجود ظاهر ساده اش، بارها دشوارتر از نوشتن کتاب درسی است. اگر کتاب هایی را که حالت دایره المعارف دارد ببینید، متوجه می شوید که یک نویسنده ندارد. کسی باید مدخل را بنویسد که جغرافیای آن بحث را به خوبی بشناسد. هدف از نگارش مدخل دادن سر نخ است. نوشتن یک مدخل در یک دایره المعارف معتبر امتیاز خاصی است که تنها به کسی اختصاص می یابد که در آن حوزه واقعا متخصص باشد.

ایمان آقابابایی: یعنی ما متخصص در آن سطح هم نداریم؟

دکتر شیخ رضایی: نخیر نداریم.

دکتر کرباسی زاده: یکی از مشکلات بسیاری از مداخل معتبر مثل استنفورد این است که برای فرد مبتدی غیرقابل استفاده است. این کاملامتفاوت از هدف ما در نگارش این کتاب ها بوده است.

دکتر شیخ رضایی: البته جای یک واژه نامه توصیفی که خیلی مختصر باشد، خالی است. اما به طور کلی باید میان کتاب مرجع با کتاب آموزشی تفاوت قائل شد.

    این واژه نامه به ویژه وقتی هدف، ایجاد یک زبان مرجع باشد، اهمیت می یابد. ضمن اینکه بهتر بود نوعی یکسان سازی در معادل ها صورت می گرفت. نکته دیگر اما استفاده از مثال های فلسفی خارجی است که می توانست از مسائل روزمره اینجا باشد. مثل کاری که دکتر اکبری در ترجمه کتاب «درآمدی به منطق جدید» (تیدمن) صورت داده اند.

خداپرست: یا مثال هایی که در کتاب معرفت شناسی آمده بسیار زیاد است و این کثرت مثال ها باعث پیچیده شدن مطلب می شد.

دکتر زمانی: البته من با بومی سازی مثال ها نه موافقم و نه مخالف. اما وقتی مثالی استاندارد شده باشد، نباید آن را تغییر داد. مثلامثال های پاتنم یا گتیه را نباید تغییر داد.

خداپرست: البته در برخی کتاب های انگلیسی همین مثال های گتیه را هم تغییر می دهند.

دکتر زمانی: اما به نظر من وقتی مثالی استاندارد و بارها به آن رجوع شده است، بهتر است از همان استفاده شود.

دکتر موحد: البته برخی از این انتقادات به من به عنوان ویراستار وارد است، اینکه واژه نامه بیاید یا فهرست اعلام داشته باشد. اما درباره معادل ها اشتباهی که معمولامی کنند این است که فکر می کنند این اصطلاح ها در زبان های اصلی هم شفاف هستند، در حالی که اصلاچنین نیست. اصطلاحاتی که به فلسفه می آیند، تا توسط فیلسوف یا کسی که آنها را به کار می برد، تعریف نشوند، کسی نمی داند که معنایشان چیست. اینکه می گویند در فارسی اصطلاحی که به کار می رود، باید رساننده مفهوم باشد، سخن دقیقی نیست. البته باید اصطلاحات مرتبط انتخاب شوند تا مفاهیم به یکدیگر نزدیک شوند. اما این کار به طور کامل امکان پذیر نیست.

دکتر شیخ رضایی: اینکه کتاب ها نمایه ندارد ایراد واردی است. اما فقدان این نمایه ها به مشکلات فرآیند چاپ در ایران هم مربوط می شود. در این مجموعه فرآیند چاپ یک سال به طول انجامید و ما ترجیح دادیم کتاب ها زودتر منتشر شوند تا مدتی هم صرف درآوردن نمایه برای آنها شود. اما درباره بومی سازی به نظرم نخستین لایه تغییر اسامی است و کارهایی هم که طبق این الگو انجام شده چندان موفق نبوده است.

دکتر زمانی: البته به نظر من هر بومی سازی ای مشکوک است.

درباره زبان کتاب ها نکته یی که به نظر می رسد، زبان خشک و سختی است که با فضای کتاب های آموزشی چندان متناسب به نظر نمی آید.

دکتر زمانی: البته من سعی کردم جملاتم کوتاه باشد و استدلال ها را با زبان روشنی بیان کنم.

امیرحسین خداپرست: اما اگر کتاب را با کتاب آقای شمس مقایسه کنیم، به نظر می آید که بحث محتوا اصلامتفاوت است، اما درباره زبان به نظر می آید آن کتاب ساده تر و روشن تر بیان شده است.

دکتر زمانی: برخی مطالب را نمی توان از حدی ساده تر نوشت.

دکتر کرباسی زاده: آیا منظورتان درگیرکردن خواننده است؟

امیرحسین خداپرست: بله، مثلادر آوردن مثال هایی مثل مثال گتیه که فهم موضوع را آسان تر کرده است.

دکتر زمانی: یعنی کتابی که من نوشته ام بسیار موجز است و از این جهت خوشخوان نیست؟

بله.

خداپرست: مساله دیگر تمام شدن کتاب «معرفت شناسی» با یک موضوع بسیار جدی است که انگار بحث به سرانجام نمی رسد.

دکتر شیخ رضایی: البته یک مساله مهم، نحوه و سبک نگارش است. برخی نویسندگان بسیار جذاب و زیبا می نویسند. مثلالیدی من در کتابش مکالمه خوبی میان دو نفر را می آورد که این امر به ذوق نویسنده مربوط می شود. اما همه این ذوق را ندارند. این امر به تفاوت فردی بازمی گردد و هنر آدم ها را هم باید در نظر بگیریم.

دکتر زمانی: ذوق نویسندگی، به معنایی که دکتر شیخ رضایی گفتند، البته در بنده نیست و این را می پذیرم.

    اگر از این مجموعه فراتر رویم و به وضع فلسفه تحلیلی در ایران بپردازیم، سوالی که به نظر می رسد این است که این آثار می توانند مقدمه خوبی باشند برای جا افتادن فلسفه تحلیلی در ایران. اما سوال من از شما این است که چرا فلسفه تحلیلی در میان ایرانیان اقبال کمی داشته است؟ آیا به روان شناسی ایرانیان ارتباط می یابد؟ یا به دلیل سنت فلسفی ما است که گرایش به فلسفه تحلیلی نداریم؟ شاید هم مساله سیاسی- اجتماعی است و به دلیل نحوه مواجهه ما با اندیشه های غربی این امر صورت گرفته است. فرض پایانی هم این است که این نقیصه به دلیل فقدان آثار خوب در زمینه فلسفه تحلیلی است.

دکتر موحد: اولااشتباهی که رایج است این است که ذهن ایرانی با فلسفه قاره یی بیشتر مانوس است. اتفاقا فلسفه تحلیلی و نوع مباحثی که مطرح می کنند، با فلسفه مشاء ما نزدیک تر است. مباحثی که ابن سینا و پیروانش مطرح می کنند، بسیار شبیه مباحث فلسفه تحلیلی است. اما متاسفانه با هجوم عرفان این سنت را از دست دادیم و این گرایش کمرنگ شده است. اما به واقع ما از لحاظ فلسفی به نحله فلسفه تحلیلی نزدیک تریم.

خداپرست: به خاطر دارم شما در کلاس هایتان می گفتید که ما حتی در جریان فلسفه اشراقی نیز سهروردی را داریم که توانایی بحث منطقی با سنت مشایی را از خودش نشان می دهد.

دکتر موحد: بله. تمام کتاب های جدی سهروردی با یک بحث سنگین منطقی شروع می شود. اگر دچار گونه یی ضعف شده ایم، به دلیل این است که فلسفه هایی رایج شده است که ادعایشان زیاد است و سرمایه یی که می گذارند بسیار کم. درباره گسترش فلسفه قاره یی نیز باید به غلبه کردن ذوق ادبی ما اشاره کرد. این نوع آشنایی با فلسفه تحلیلی اگر خوب انجام شود در ایران جا می افتد. زیرا ما الان نسل جدیدی داریم که می خواهد به طور جدی به فلسفه بپردازد. این افراد که خوب می خوانند و خوب کار می کنند کم نیستند. باید گفت که فرهنگ چیزی جز تداوم نیست. ما چیزی جز انقطاع نداشتیم و این امر باعث شده است که مدام به عقب برگردیم. البته لازم به ذکر است که از نظر تاریخی فلسفه تحلیلی هم مشکل دارد. اخیرا برخی فیلسوفان تحلیلی متوجه این مشکل شده اند و به مسائل تاریخی هم پرداخته اند. مثلاوقتی دامت کتابی راجع به فرگه نوشت، به دامت ایراد گرفتند و گفتند چرا ادعا می کنی که فرگه می خواست در دریایی کشتی رانی کند که جز کشتی خودش هیچ کشتی ای در آن نباشد؟ فرگه هم از گذشتگان خودش تاثیر گرفته است. دامت البته متوجه این نقص شد و کتاب Origins of Analytic Philosophy را نوشت و نشان داد که فرگه از گذشتگانش متاثر بوده است. الان هم جریانی در فلسفه تحلیلی به وجود آمده که می خواهد آن را از مساله محور بودن صرف خارج کند و به مسائل تاریخی هم بپردازد. بر خلاف فلاسفه قاره یی که اصلااز تاریخ شروع می کنند. هگل اصلافلسفه را تاریخ فلسفه می داند. اما نباید افراط و تفریط کرد.

دکتر زمانی: البته به نظر من، اقبال کمتر به فلسفه تحلیلی محدود به ایران نیست و به طور کلی در همه دنیا اقبال عمومی و از جانب غیرمتخصصان به فلسفه قاره یی بیشتر است. زیرا فلسفه ورزیدن به شیوه قاره یی جاذبه عمومی بیشتری دارد.

دکتر شیخ رضایی: البته به کشورش هم بستگی دارد.

دکتر موحد: من وقتی در حال نگارش تزم بودم، مساله ام منطقی بود، منطقیات هایدگر هم به تازگی منتشر شده بود. وقتی آنها را می خواندم، با استادم در این باره مشورت می کردم. او می گفت که اگر می خواهی در این باره فصلی بنویسی، بنویس. اما هیچ کس در اینجا آن را نمی خواند. یعنی مرا بر حذر داشت. اما حالاقضیه فرق کرده است.

دکتر کرباسی زاده: ما یک سنت قدیمی فلسفه ذهن تحت عنوان فلسفه نفس داشته ایم. اما به یک باره این سنت فراموش می شود و فلسفه اسلامی با مسائل فلسفه نفس که در بسیاری موارد مشترک با مباحث فلسفه ذهن امروز است، قطع رابطه می کند.

آقابابایی: شما خودتان در جایی اشاره کرده اید که یکی از نواقص کتاب همین است و بهتر بود به این مباحث اشاره شود.

دکتر کرباسی زاده: بله، اگر قصد داشته باشیم کتاب را دوباره به همراه دکتر شیخ رضایی بنویسیم، حتما به این مباحث اشاره می کنیم.

    معمولارجوع ما به سنت فلسفی غربی متناسب با مسائل سیاسی، تاریخی و اجتماعی ما است، یعنی مشکلی در اینجا است و ما برای حل آن به اندیشه های غربی رجوع می کنیم. سویه های تاریخی و اجتماعی فلسفه های قاره یی گویی بیشتر به مسائل ما ارتباط پیدا می کنند و همین یکی از دلایل اقبال بیشتر به این آثار است. اما پرسشی که پیش می آید این است که فلسفه تحلیلی به غیر از آنکه یک شاخه علمی است و مانند هر شاخه علمی حائز اهمیت است، در زمینه هایی که گفته شد چه مشکلی را از ما حل می کند؟ آیا می تواند ذهن ایرانی را انتظام ببخشد و مانع پرگویی و مغلق گویی شود؟

دکتر موحد: یک عیب بزرگ کارهای فلسفی ما این است که عمدتا با ترجمه شروع شده است. اگر فلسفه بخواهد در ایران رواج یابد، باید مجله های فلسفی داشته باشیم و تضارب آرا به وجود آید و افراد در نوشتن سهیم شوند. اگر این کار انجام شود، به خودی خود معادل سازی صورت می گیرد. این کار را من تا حدودی در منطق کرده ام. اما اگر این کار ادامه نیابد و صرفا به ترجمه منحصر شود، زبان فلسفی پیدا نمی کنیم. ما در قدیم زبان فلسفی داشتیم. زبان فقه داشتیم، زبان عرفان داشتیم. ما این زبان ها را ساختیم و با آنها کار کردیم. ما باید فضای مباحث فلسفی ایجاد کنیم و صرفا به دنبال این نباشیم که چه کسی چه چیزی گفت. همه این اشکالات به این دلیل است که فلسفه را به عنوان یک امر دائمی و یک گفت وگویی که از ازل تا ابد ادامه داشته باشد، در نظر نگرفته ایم. به هر حال ما شاگردان سقراطیم. فلسفه چیزی جز یک گفتار دائم نیست. بزرگ ترین حسن فلسفه هم در همین است. باید دائما مسائل مطرح شود. این چیزی است که محیط را فلسفی می کند وگرنه با بسط چند نظریه، فلسفه برای ما درست نمی شود. در جواب سوال شما باید بگویم زبان پیچیده مغلق و پر حشو و زوائد، محصول یک دور باطل است. زبان الکن، ذهن را آشفته می کند و ذهن آشفته زبان را.

روزنامه اعتماد، شماره ۲۵۵۲ به تاریخ ۶/۹/۹۱، صفحه ۸ (نگاه دوم)

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی